پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

                جنگ 

 

عادت نمی کنیم به این جنگ تن به تن

لطفا تو ماشه را بچکان در  دهان  من

ماهی لعل وآب ارزگان حدیث ماست

چشمت اجازه داد صدایت کنم وطن

درگیر شبهه های تو از هوش می روم

افتاد خون حوصله ها پای سوءظن

پایان اخم وتخم خودم را نوشته ام

قرمز بخوان درآینه "دیگر نه تو نه من"

تنها بلیط و یک چمدان راه چاره است

آب از سرم گذشته خداوند فوت وفن

درچادری سیاه زنی گیج می رود

خود را رها کن آخر غمگین ترین اتن

با خون من عجین شده ای مرد متهم

آهسته تر بیا رگ دیوانه را بزن

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/۱٧ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |