پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم


زمین را نصف کرد

خونت

- که نام دیگرش استواست -

و من  جنگجویی سیاهپوشم

هر محرم

تیر و کمان گرفته

روبه روی نیمکره های مغزم

چپ

راست

چپ

راست

چپ؟

در کدام سوی خط

" روزبرآمد"  را دیده باشم

بر سرخی چوپ ها

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٢٤ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |

١

درت می آورد از حال بد عید

برایت عطر و ساعت می خرد عید

سرت بر شانه بیگانگان است

نیاورده به جایت نابلد عید


٢

سرم شش ساله بر داره، کرم کن !

شبانه از سر عشاق کم کن

شکر را با سیانوری بیامیز

کم از تلخی ندیدم قهوه دم کن

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱٧ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |