پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

کوپه

زن، مضطرب از کوپه خبر می‌گیرد

صبحی که چنین آینه در می‌گیرد

برخاسته‌ام مست رهایت بکنم

عشق از کمر زنگ خطر می‌گیرد

 

 

قندبازی

نبردی قندبازی ششم را

همان حس به ظاهر نام‌گم را

کجا در بند شیشه، عطر وحشی است؟

دو روز از پا بیندازیم قم را

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱۸ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |