پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم


"ستایش"  برادر‌زاده خرد من است. امروز در کابل برایش جشن تولد گرفته اند.آنچه می خوانید کادوی من است به او.


شکلک

سر از گلدان خارم در‌بیاور

دمار از روزگارم در‌بیاور

"ستایش جان" هوس کردم بخندم

کمی شکلک کنارم در‌بیاور


کیک تولد

بگذار بسازند به نامت سریال١

در قسمت اول بدوی رو به شمال

صد سال دگر کیک تولد بخریم

قوری تو دم داده به چای دو‌غزال٢


١- "ستایش" نام سریال پر بیننده‌ای است که هم اکنون در ایران در حال پخش است.

٢- "دو‌غزال" نام یک نوع چای مشهور است در ایران.

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۱٥ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |



اصلا قرار نیست

 اندازه من باشد

پنجابی نا‌کوک درچمدان کابلی ات.

آواز خوانده

با سکه های این شال

بی خوابم می کنی

" ای بت چین !

ای صنم !....."

چقدر سر به هوا  بدوم در شکهای مادر‌کلان

و کودکی ام " نشستن " بیاموزد

وسط بالشتک‌ها ؟

پارچه‌هایت جمع

پارچه‌هایت پهن

بازی خوبی است "نیفتادن"

در سرمایی که به ستون فقراتم زده

بیچاره کتابهای درسی‌

جزوه ‌های ناخوانده

تو سخت ترین مساله‌ای

و من به صنف بعدی نمی کشم

مادر کلان هم نمی تواند پوت کند

پنجابی محبوبم را

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٦ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |