پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

در "قرغه" شدی بند و دلت "خواجه مراد" است

پهلوی همین شمع کتک خورده باد است

پیراهن خالی تو آغوش مرا کشت

همواره فراموش! مرا یکسره یاد است

آخر تلفن‌های شبت هم که قضا شد

دور و برتان میوه ممنوعه زیاد است

تنها "شُتُرک" خوش کند احوال دلم را

یک ثانیه غمگین تو یک ثانیه شاد است

صد در صد "من" سوخته هر جا که " تو"باشی

در سینه عاشق نفس یار نماد است

عیب است که این شهر مرا بی تو ببیند

وضعیت ما حاجت ابرو به مداد است

 

شترک: قبرستان جدید مهاجرین مشهد

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱٦ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |