پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

 

گیرم تن این بوته، گل و برگ شود

ویرانه اجدادی ما ارگ شود

لطفی کن و بیرون نکش از لاک خودم

بانوی غزل، رفته که دق مرگ شود

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۱٦ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |