پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

 نود وشش روز دل و دماغ نداشتن، نود و شش روز خسته بودن ، خسته بودن،

خسته بودن از همه چیز و همه کس . برای خودش یک عمر است  بخدا ، یک

عمراندیشیدن به اینکه دنیا کثیف‌تر از آن است که برایش وقت تلف کنیم واغلب

آدم‌هایش دروغگوتر از آن که باورشان داشته باشیم .اما چه کنیم که درکنارهمه

این پلشتی‌ها نیکانی بوده‌اند که به خاطر گل رویشان مجبوری باشی و

حتی گاهی به این خانه هم سرکی بکشی.

 

 

هم‌پای شما صفر منم پنج منم

چنبر زده مامور چنین گنج منم

چشمت نگران رفت به هر جا که وزیر

سرباز عقب مانده شطرنج منم

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۱٠ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |