پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

هیچ

رخصت بدهی آخر خمیازه ماست

پیراهن مشکی بر دروازه ماست

هرآیه که خواندی سرمان هیچ نشد

بر نیزه‌ترین عشق، کم اندازه ماست

 

عذرنامه

نوشته: دیگ حلوا را بشویم

کم از کم استکانها را بشویم

اگر هیات بخواهد عذر ما را

دو چشم تنگ دنیا را بشویم

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۳ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |