پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

 

کلاه سفید

شال گردن سفید

پالتوی سرخ

با دلم این سیاه مست چه کنم؟

با گلوله‌هایی که به سمتم پرتاپ نمی کنی؟

 سرت به سفرهای نارفته گرم است

به اندوهان پنهان شده در شاخه‌های لخت

«بوستان بسیج» جای برف‌ْجنگی نبود

جای پوتینم {هیچ وقت پا نمی‌دهد}

دستم را بگیر

دستم را بگیر

دستم

       را

          بگیر

آفتاب سر سنگ است

          آدمک برفی

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱٠ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |