پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

شهادت ریس مکتب‌مان بر شیعیان جهان تسلیت!

 

گرم گرم می‌شود پشت چشم‌هایم

 رو به روی تخته سیاه

 که نوشته‌های شما را کم دارد

 صدای شما را کم دارد :

-        افغانستان ؟

-        حاضر

-        عراق؟

-        حاضر

-        سوریه؟

-        حاضر

-        بحرین؟

ببین چطور فرو شده‌ در صندلی‌های حوزه و دانشگاه

  گوش‌های بریده

چشم‌های از حدقه بیرون شده

 گردن‌های زده

و جگرهایی که زنده زنده...

راستی من چه حقی دارم

به لطف وعده‌های  بهشت به همکیشان ناخلف

این همه تلخ کنم اوقات شما را ؟

 یکریز فیلم بگذارم از کویته

و با انگشت نشان بدهم سن و سال برگهایی را که افتادند

خیابان‌های جهان سر گیجه می رود از رنگ پیراهنم

راستی چند زمستان است تنم به غیر سیاه ندیده به خود؟

هر چه سر می‌گردانم

نیستی

آه ضلع ششم نورانی

اینجا هیچ کس به اندازه شما " صادق" نیست

 با شکل‌های ناقص‌مان چه کنیم؟

نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/۱٠ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |