پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

درنگی بر این پرسش که چه چیزهایی از گذشتگان به ما رسیده است؟ و این ادعا

کهچیزی وجود ندارد که به ما داده نشده است؛ همیشه آزارم می‌داد. تا اینکه به

«عصراعتقاد» رسیدم. خدایی‌اش حالا مانده‌ ام این همه نخوت و فخر فروشی ما

برپیشینیان از برای چیست؟!

«ما چون اشخاص کوتاه قامتی هستیم که بر دوش غولان سترگ نشسته‌ایم. بیشتر

از پیشینیان می‌بینیم و نگاهمان تا فاصله دورتری پیش میرود. اما این امر نه بسبب

تیزبینی خود ما است و نه بعلت بلندی قامت‌مان، بلکه از این جهت است که ما را

از روی زمین برداشته‌اند و توده‌ای از این جثه‌های غول پیکر ما را می کشند.»


 عصر اعتقاد ، صفحه یک پیشگفتار

نوشته شده در ۱۳٩۳/۸/۱ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |