پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

        شنبه

 

به دام های نسبتا زنانه فکر می کنم

به شنبه روز عاشقان به دانه فکر می کنم

به اینکه دوست دارمش به اینکه دوستم نداشت

همین که باد می وزد به خانه فکر می کنم

طناب وچارپایه زل زدند هر طرف به من

به دست مرگ داده ام بهانه فکر می کنم

نه! شنبه را هدر نمی دهم اگرچه قسمتم بد است

به طرح دستمال مخفیانه فکر می کنم

ونخ به نخ دو تا پرنده بخیه می زنم به هم

به جوجه های بین لانه فکر می کنم

بلند باد روی دارهای عشق عاقبت

سری که خواب رفته روی شانه فکر می کنم

٢۶/١١/٨٧

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۳ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |