پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

به شاگردانم مینا و رشیده ، پدید آوران روزهای خوب

 

شمامه های بی پا

شمامه های بی صورت

بی پا و صورت

به هم افتادیم

          با منجنیق پادشاهانی که شعر نمی فهمیدند

گلهای پیراهنمان

گیج کرد عبد الرحمان را

در جشن های قبیله ای

دم اسپان مست

به تاریخ بلند گیس های ما کشید

نفس های کبک بی جفت

 دویدند

مقابل لب هایی که نیست

دری پس دادید کلمات عاشقم را

گوشهایم رودخانه شدند

جمعه ها

گلیم مزاری را پهن کردم

رو به روی عکس بند امیر

چناربرگها ازگیسوانم بالا خزیدند

چشم گذاشتید بر شانه های شلوغم

پرنده های اندوه

یکی یکی به خواب رفتند

                     وسط قایم باشک

زمستان ها

به سرفه هایم نامه نوشتید

زیاد سر به سرم نگذارند

و من رختخواب افسردگی را ترک گفتم

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/٢٧ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |