پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

نیمی پوست در دست من

نیمی پوست در دست تو

چقدر این تکه سنگ

با نقشه اجدادی ما جور است!

زانو بزنیم

همه شعرهای جهان را

 من می خوانم از حفظ

همه قصه های جهان را

 تو

*

با اصحاب کهف

 خمیازه کشیدیم

مستی های سیصدساله را

کوهها طور دیگر بودند

دو پاره شمایل شدیم

بر پوست گوزن

 قبیله مجنون تو را با خود برد

از حوصله ابن السلام

افتادم

*

دخترک چوپان نی زد

 وسط میدان مین

شمایل تو برخاست

پسرک چوپان آواز خواند

 وسط میدان مین

شمایل من برخاست

دستهای ما کوتاه است

بس کن دعا به جان لیلی را

پای حجر الاسود

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٢ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |