پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم


گنجشکان گلشهری

بازیگران مشهوری نمی شوند

مبادا فیلم بگیری از پاهایم

با کلنگ ها درافتاد

در کانالهای شهری

ماهیچه های بابه

 از هوش رفت

 در مزرعه های نعنا

شانزده سالگی آیه

قطره های فلج دیر کرد

چقدر مصاحبه می کنی با چشم هایم؟!

بخت این مردمان

سفید را کمتر می فهمند

از سرمه سنگهای تلخ بپرس


کمی از پرهای تاریکم بردار

برای" سحر"

بگذار به یاد بیاورد شبهای دلبرت را

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٩ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |