پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

١-

سپردی جان به جنگ تن به تن هیچ ؟

گل و پیراهن آوردند و من هیچ

امان از عشق و بی پولی ! ندارم

به غیر دل برای باختن هیچ



٢-

چطور از گندم بریان تان گفت

ازآن بد مستی دندان تان گفت ؟!

دهانش را بفرما گل بگیرم

از ایلمک چشمک پنهان تان گفت

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٩ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |