پلنگ در پرانتز

قدحی دارم بر کف، بخدا تا تو نیایی / هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم



اصلا قرار نیست

 اندازه من باشد

پنجابی نا‌کوک درچمدان کابلی ات.

آواز خوانده

با سکه های این شال

بی خوابم می کنی

" ای بت چین !

ای صنم !....."

چقدر سر به هوا  بدوم در شکهای مادر‌کلان

و کودکی ام " نشستن " بیاموزد

وسط بالشتک‌ها ؟

پارچه‌هایت جمع

پارچه‌هایت پهن

بازی خوبی است "نیفتادن"

در سرمایی که به ستون فقراتم زده

بیچاره کتابهای درسی‌

جزوه ‌های ناخوانده

تو سخت ترین مساله‌ای

و من به صنف بعدی نمی کشم

مادر کلان هم نمی تواند پوت کند

پنجابی محبوبم را

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٦ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ توسط زهرا حسین زاده نظرات () |