رودخانه

 

سربازان

خواب مرا می‌دیدند

وقتی رودخانه در آغوشم گرفت

با لباس مردانه

و سری که صورت نداشت

زخمی‌هایم

یکی یکی

دیوانه شدند خاکریزهای جنگ را

حالا

سربازان زیادی دراز می‌کشند

پهلوی رودخانه

و روی زخم هایشان

باد می‌خورد

دستمال‌های گلدوزی ام

رودخانه

مرا تف کرد

یک مشت استخوان در لباس مردانه

/ 5 نظر / 6 بازدید
معصومه موسوي

و روي زخم هايشان باد مي خورد دستمال هاي گلدوزي ام زيبا زيبا خانم حسين زاده منت نهاده به من هم سر بزنيد

مهدی آخرتی

سلام پیداتون کردم من لینکتون میکنم تمایل داشتید شما هم چنین کنید

رقیه

بسیارعالی...[گل]...[گل]

بلخی

سلام زهرا جان چطوری به من سرنمی زنی. /