فرض محال

وقتی سه هفت روز را در تالار محققان گذرانده باشی و نزدیک به سی تا کتاب

فلسفه غرب را تورق فرموده باشی دیگر ساده سخن گفتن، کوهی گران می شود

برایت، ناچاری به جملاتی پناه ببری که لابه لای همان کتب مذکور، حواست را

پرت کرده‌اند یکجوری که نمی‌توانی از کنارشان بگذری بی شراکت دیگران در

خوانش آنها. می‌خواستم از اردویی بنویسم که به اتفاق دوستان دردری و رادیو

دری به خاطره‌های خوشم افزود اما...

« تصویر تمام شده، با شکل و قیافه شخص تصویر شده، با طبیعت نقاش، و با

رنگهایی که بر روی تخته رنگ در هم آمیخته است بیان و تاویل می‌شود؛ ولی

حتی با شناختن آنچه بیان کننده آن است، هیچ کس، حتی خود نقاش، نمی‌توانسته

است، صورتی را که تصویر پیدا خواهد کرد، به درستی پیشبینی کند، چه

پیشگویی کردن از آن، پدید آوردن آن پیش از پدید آمدن است و این فرضی است

محال که با بطلان خود همراه است.»

برگسون

/ 5 نظر / 26 بازدید
helen

وب متفاوت و زیبایی دارین [چشمک][گل]

مریم یعقوبی

سلام خانم حسین زاده بسی جای افتخار دارد که شاعرانی چون شما به ادبیات ما رنگ و بو میدهند شعر های زیبایی از شما بزرگوار خوانده . من هم شاعری هستم نو پا و خوشحال میشم با نقد و نظرات شما بزرگوار خدمتی به ادبیات کشورم بکنم منتظر نگاه سبزت هستم

اووههههههههههههههههههههه چه قه گوم بودین خانوم خوب شد آمدین بیخی دلمه پشت از شما دق شده بود خوب کدی امدی باز نه روی که دیگه نه ییی خدا حافظتو

باران

سلام بانو مطالب مفید وبلاگتان را خواندم و استفاده کردم روح پدرم شاد که می گفت به استاد فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ خیلی جالب بود.خوشحالم میکنید بزرگواری نموده ونظرشریفتان را درباره ی شعرهایم بفرمایید

سیدظاهرموسوی

درود به شما خیلی عالی به کلبه ام دعوتید درضمن شما لینک هستید شما هم اگراین کار را انجام دهید افتخار می بخشید