لکنت

نه شیرین است خویم، جای گیرم بر لب پرویز

نه یوسف نام دارم، با عزیزان سرخورم یکریز

شکایت می‌برم پیش تمام قاضیان شهر

اشارت می‌کنند آهسته بگذارید زیر میز...

به لکنت می‌کشد کارم، شما از عشق آگاهید

نیازی نیست با هر جمله‌ام همراه باشد چیز

گمانم فرق دارد لهجه‌ام با هر گیاه اینجا

چنین گلدان به گلدان از نفس هم می‌شوم پرهیز

کمک کن رو نگیرد دخترانم پشتِ وانت‌ها

خیابان ها چه دانند از غمِ برگشته از جالیز

بهار روستامان از گل قالی‌ِتان سرزد

به زودی کوچ‌مان را می‌‌کشم از خانه پاییز

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبکه اجتماعی دانشگاه ازاد اسلامی

شبکه اجتماعی دانشگاه ازاد اسلامی راه اندازی شد . این شبکه محل علمی و تبادل اطلاعات برای دانشجویان دانشگاه ازاد اسلامی است . این شبکه ضمن ارائه محل تفریحی برای دانشجویان با افکارو عقاید ان ها اشنا و از نظرات انها در جهت بهبود واحدهای دانشگاهی استفاده خواهد شدو درضمن مدیران و کلیه پرسنلین نیز میتوانند عضو شده و از نظرات دانشجویان خود اگاه شوند. امکان ساخت گروه و سایر امکانات از جمله نظرسنجی نیز فراهم است . این شبکه با بهره گیری از سرورهای سه لایه امنیتی و پشتیبانان نرم افزاری در خدمت دانشجویان است منتظرتان هستیم . http://iauclub.ir

سوده

چقدر زيبا بود مثل هميشه و دلنشين بود. شعرهايتان را لمس ميكنم با تمام وجود!

عمو

سلام . در هم تنیدگی طنز و ترادژِی؟ با قافیه های وحی شده شعرت میشکند . وحیت را ترجمه کن.

سیدسکندرحسینی

سلام خانم حسین زاده امیدوارم حالت خوب باشه ازاین غزل زیبا وشیرین تان لذت بردم من هم شما را به خواندن یک غزل تازه دعوت می کنم [گل]

ali

سلام دوست عزیز خسته نباشی وبلاگ شیک وزیبای دارید ممنون میشم 1سری به شبکه اجتماعی ما هم سر بزنید منتظر شما هستم (با تشکرکافه لایک)

تهماسبی خراسانی

سلام بانو حسین زاده! غزل قشنگی بود لذت بردم. ما که یک اندازه از نت دوریم. شما که سرو کار دارید هم کم لطفی می کنید. به هر حال کار زیبایی بود. به استاد مظفری و دیگر بچه ها سلام مان را برسان.

دالکاف

حفره های مرموز.......! ..... دروذ آرزوی پیروزی دارم برای شما... گرامی...

صدای بم

سلام شاعر. کارجالبی بود. به منم سربزن واگه بالینک موافقی خبربده

بیات زنجانی

سلام من تازه سایتت را دیدم. اینجوری حرف میزنم چون سنم از تو خیلی زیاد است و دوست دارم اینطوری با دخترم حرف بزنم. یک بیت به آخر مانده خیلی برایم شیرین بود و به دلم نشست. موفق باشی

محمد مهدی احمدی

... بهار روستامان از گل قالی‌ِتان سرزد زیبا و پر احساس خانم حسین زاده مانا باشید