کفه مرگ

به زودی کفه مرگت را می‌گذاری زمین و خلاص!

به گمانم دکترم گفته بود این جمله را؛ در همان درمانگاه شبانه روزی نزدیک

خانه‌مان؛ درست وقتی که برگه آزمایشم را گذاشتم پیش رویش و او نگاهی به

برگه و نگاهی به من انداخت. درچشم‌هایش همان تعجبی موج می‌زد که در

چشم‌های آن زن جوان در آزمایشگاه وقتی برگه آزمایش را گذاشت کف دستم.

- مال خودت است؟! 

با تکان سر جوابش را داده بودم و زن چیزی نگفته بود.

- چه کار کردی با خودت خانم؟

جوابی نداشتم که بدهم جز پوزخنی تلخ که اعصاب دکتر را هم بهم ریخت.

یک هفته است با خودم می‌اندیشم که اگر آن روز از چهار تا پله زیرگذر نیفتاده

بودم اگر مینا و رشیده مهربانم نبودند که به اصرار مرا ببرند درمانگاه و این بار

هم مثل چند بار قبلی بی خیال می‌شدم حتما چند ماه بعد کفه مرگم را زمین گذاشته

بودم و خلاص!

- با خودم چه کارکردم؟

دلم می گیرد از این سالهای اخیر که هر چه داشتم و نداشتم ریختم پای اطرافیانم

وحالا کو کسی که حالی بپرسد از ما؟ آه این سالهای اخیر...

- با من چه کار خواهید کرد آی قندها و چربی ها که ازمرز 300 گذشته‌اید در

خونم؟

/ 24 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترسيم روشن

«بسم الله تعالی›› شب شعر «ترسیم روشن» به مناسبت حماسه ی نهم دی ماه و شهادت امام رضا علیه السلام در مشهد مقدس برگزار میشود. میهمانان: استاد علیرضا قزوه، محمد کاظم کاطمی، محمدحسین جعفریان، حاج سعید حدادیان، محمدمهدی سیّار، سیدحمیدرضا برقعی و جمعی از شاعران خراسان زمان: 11دی ماه. ساعت 17 مکان: چهارراه دکترا. تالار ابن سینا»

خط مقدم

کفه مرگ... شاید در انتظار همه ی ما باشد و هست، نوبت کی زودتر می رسد، اللهم اشف کل مریض

سید صالح صدر

سلام خیلی مطلب عالی داشتید از شیوای و زیبایش لذت بردم اگر لطف داشتید سری بو رباعی های ماهم بزنید.

تهماسبی خراسانی

سلام بانو حسین زاده! سرت سلامت باشد. چه شده چرا این قدر گرفته یی دکتر و بیماری و این حرف ها دگه چیه؟ تو قوی‌تر از این حرف هایی که ما بخواهیم دلداریت دهیم. به هر صورت متنت قشنگ بود. اگه حوصله‌ی غزل خواندن داشتی کار تازه‌ای در وبلاکم گذاشتم.

حسین

مریض استی شفا باشه رفیق جان دور از جان شما باشه باشه رفیق جان دور از جان شماو جمله یاران به جان دمنا باشه رفیق جان حسین بچه محل

حسین

تنت به ناز طبیبان نیاز مند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد در این چمن چو درآید خزان به یغمایی رهش به سرو سهی قامت بلند مباد هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند بر آتش تو بجز جان او سپند مباد

غلاحیدر یاری

سلام دوست گرامي! خدا قوت مانده نباشيد وبلاک زيبايي داريد خيلي خوشحال شدم از اينکه با وبلاک شما آشناشدم... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ من دراين تازه گي ها وبلاکي درست کردم باعنوان هرات باستان ممنون ميشم اگر به وبلاک من سربزنيد اگر از وبلاک من خوشتان آمد مرا لينک کنيد بعد خبرم کنيد تا شمارا لينک کنم سربلند باشيد بدرود ... .

دادا

مرگ آنچنان هم بد نیست خصوص اگر با کفه همراه باشد. پایان این شب سیاه رنج آور و حزن آمیز نباید خیلی هم بد باشد. چند روزی یا ماهی سختی پایان و جان در کردن هست، اما خوب ! آنهم مقدمه سخت برای متنی راحت باید ارزیابی شود. جان به لب رسیدنت را تبریک میگویم!

ادیب

سلام وارادت دعوتید بجرعه ای شعر