کژدم‌ها

 

ذهب الوفاء ذهاب امس ذاهب

و الناس بین مخایل و مآرب

یفشون بینهم المودّة و الوفا

و قلوبهم محشّوة بعقارب

                    ( تذکرة‌الاولیاء، ص 826)

/ 8 نظر / 22 بازدید
سیدعلیرضا جعفری

سلام قم؟!!! حالا چرا قم؟!!! اگه شما مشهد واستون مهمه و ارزشمنده واسه منم قم همینطوره ابن دو شهر مقدسن و دوست داشتنی بخاطر امام رضا(ع) و بی بی معصومه(س) روح من آواره ی قم می شود در حرم امن تو گم می شود عمه ی سادات بگو کیستی فاطمه یا زینب ثانی ستی از سفر کرببلا آمدی؟ یا که به دنبال رضا آمدی؟ مرحوم آقاسی

پ. پژوهش

کاش شعرتان را گسترش می‌داديد. هم‌اکنون دانه‌ای را کاشته‌ايد ولی به آن فرصت رشد نداده‌ايد. حيف که بازش نکرده‌ايد. البته تک‌تصوير خوبی‌ست که می‌شود مثل لکه‌های رورشاخ از آن هزاران داستان بيرون کشيد. از اين شعر موجز من اين‌ها را می‌توانم ببينم: ۱- عطف: باد‌های سرخ و سياه هم نقطه‌های قم را ببرند، هم ماده‌گرگ‌های خيانت را و هم چوپان‌های دروغ را. ۲- لف و نشر: باد سرخ نقطه‌ی اول قم را ببرد که ماده‌گرگ خيانت است و باد سياه نقطه‌ی دومش را ببرد که چوپان دروغ است. ۳- نشر: باد‌های سرخ و سياه مانند گرگی به قم بزنند و نقطه‌هايش را ببرند و به ماده‌گرگ‌ها بزنند و خيانتشان را ببرند و به چوپانان بزنند و دروغشان را ببرند. ۴- تشبيه۱: باد‌های سرخ و سياه همچون ماده‌گرگان خيانت به قم بزنند و با خود نقطه‌هايش را ببرند که شهر چوپان‌هايی است که دروغ را می‌چرانند. ۵- تشبيه۲: باد‌های سرخ و سياه چنان به قم بزنند و با خود نقطه‌هايش را ببرند که ماده‌گرگان خيانت به چوپان‌های دروغ می‌زنند.

یاسمی

سلام خانم حسین زاده ی عزیز باشد که خوب باشید ذهنیتتان قابل تقدیر و ستودنی ست . تنها می شود با پرداختی بهتر این به این اثر و این ذهنیت کمک بیشتری کرد شما دعوتید و با افتخار لین خواهید شد [گل]

سیدعلیرضا جعفری

سلام خواستم یه نقد محتوایی بکنم اونجا که گفتین بالا رفتن از کوه خضر مرد می خواهد شما کوه خضر رفتین؟!اگه منظورتون خود کوه خضره که بیشتر شبیه یه تپه ی بزرگه و اینکه یه بچه ی کوچیکم میتونه ازش بالا بره و اگرمنظورتون خود حضرت خضره که ربطی نمی بینم. این چیزی بود که بنطر من رسید

زهرا

سلام اشعار زیبایی سرودین. من عاشق شعرم.جالبترین چیزی که منو به سمت وب شما کشوند تشابه اسم و فامیل بود.اما با دیدن اشعار زیباتون باز هم به وبتون سر میزنم.

محمد اشرف آذر

سلام بانو حسین زده عزیز ! از شعر تازه ی تان بسیار لذت بردم موفق و موید باشید .... به رباعی دعوتید در کیسه ی باد استخوان مرده ست ...